|
۲۸ /۲ یعنی شنبه عازم خارج از ایران هستم . احتمالا ۱۰ روز یا بیشتر . اگر بار گران بودیم رفتیم خسته ام چون کوهی به دامنه شکسته که سنگ سنگش غرور است
این ابتدای ویرانیست که خود را یارای ایستادن بر بلندای خویش نیست
چه سخت است آتشی عظیم در دل داشتن و سالها ایستادن که سنگها هرگز نمیخندند
روزهاست میخوام مطلب جدیدی بذارم تو وبلاگم اما با سردرگمی هروز به خودم وعده فردا رو میدم روزهام میگذره به همراه لحظه ها . لحظه هایی که بعضی شون با غم و بعضی شون باشادی همراهن . لحظه هایی که در بعضی از اونها تنفر و درد به اوج میرسه و در بعضی از اونها شادی و سبکی اوج میگیره . لحظه هایی که در بعضی هاشون من حقیر تر از آرزوهای دراز و برتری جویانه ام هستم و لحظاتی که من به مرگ خیلی نزدیکم و هیچ خواسته ای جز رستگاری ندارم . لحظه هایی که نا امیدم و لحظه هایی که یه هدف پر رنگ جلوی چشمام خود نمایی میکنه . چقدر انتظار کشنده و سازنده ست . احساس میکنم به آرامشی دور از التهاب عشق فرو رفتم . آرامشی که قبل از هرچیز مراقب حفظ خودیت منه و این منو آروم میکنه . چقدر سخته برام که احساساتم رو تو خودم خفه کنم و همیشه از خیانت به اعتماد بترسم . شاید اینجا آخر دنیاست . انتظار تو را خو کرده ام چونان پرنده ای که قفس را .............................. ...............................
|
About
و زندگی من با مرگ دوست داشتن آغاز شد Archivesآذر 1388آبان 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 Links
سایه روشن |