تبليغاتX
خیره به خورشید





















خیره به خورشید

شخصی و گاهی ادبی

بسم الله الرحمن الرحیم

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. اللهم صلی علی محمد و آل محمد

غدیر بر همه مبارک . بر آل مولا مبارک



امروز دردناک ترین و کشنده ترین روز زندگی من است . امروز سالگرد رنج و عصیان است . سالروز خیانت  و ایمان  به دروغ ها - اندیشه ناپاک و زشت ترین کردارهاست

 

اکنون میدانم که این دنیای خاکی محل تکثیر زالو های دوپاست

این دنیای خاکی پر از حرص و جاه طلبی و لذت خواهی ست . کثیف ترین چیزها چون ماهوتی  با پوششی بدوی در این کره خاکی میدرخشند

سالی ست که از این دنیا بریده ام و این  زندان بی روزن را تاب می آرم . باشد روز رهایی که بیاسایم هرچند به خاکی سرد


 

پی نوشت: هنقوش تو هم با من شریک این اندوه ناگزیر باش . اندام کبودم را به انتقام تیمار میکنم

پی نوشت ۲ : دوست خوبم امیدوارم انفجارها و ناآرامی های بمبئی تو را رنجیده خاطر نکرده باشد . تو آنی که سال پیش مرا مرهم بودی هرچند به هجوم هجو آمیز هجاهای دردناک و .....

پی نوشت ۳: مدرک مربی گری رشته رزمی را به همراه دان ۱ مشکی آن گرفتم و این برای من بسیار دلخوش کننده بود . دلخوشکی کوچک . لیس لیسکی شیرین برای کودکی احمق

پی نوشت۴: ...... ( بعضی هایشان اما بسیار خوبند چون جوادی آملی و  .......)

پی نوشت ۵ : چقدر دلم میخواهد شعری بگویم و یا داستانی بنویسم اما انبوه انباشت های بی چاپ آثار هنری  مرا بی انگیزه میکند . داستان جدیدیم اما مرا به پای میدارد تا هنوز تلاش کنم

پی نوشت ۶ : به انتظار نشسته ام تا انتقام خدا را ببینم. یکسال که گذشت باشد تا سال دیگر که خورشیدش به چه برآید و یا در چه رود.  هنوزهم باورم نمیشود همه چیز را باخته ام . چیزهایی که زمانی حفظ آن چون نفس کشیدن قطعی مینمود و فطری . آنجا که عقل در کمین به بند می نشیند باید راز فراموشی را دانست

پی نوشت ۷: خوش است خلوت اگر یار یار من باشد /// نه اینکه من بسوزم و او شمع انجمن باشد

پی نوشت ۸ : بسیار دردناک است اما دست از همه رویاها شسته ام

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت11:32 قبل از ظهرتوسط امید | |