|
چیزی ورایدل تنگی گاهی مرا به نوشتن میدارد .گاهی درک بیش از آنچه که باید ، حماقت مینماید پی نوشت: حفظ ساختار یک اثر ادبی گاهی اینقدر مشکل میشود که انسان مجبور به خریدن یک تخته وایت برد با ابعاد بزرگ میشود تا استراتژی و چارت داستان از دستش در نرود و این یعنی یک معادله نظامی و گاهی هم ادبیات به آسانی یک شعر است پی نوشت ۲: ترس مادری ست که امید را میزاید و او را میخورد پی نوشت۳:هنقوش بیادآر که من زمان را سپر کرده ام و صبر را شمشیر دریدن سینه تو . میرسد روزی که بر سینه ات بنشینم و رجز بخوانم . تنها انتقام از تو قلب مرا شاد میکند اما میدانم بیهوده گی لحظه انتقام از همه چیز پوچ تر است چرا که روزی که دیگر تنفر نباشد عشق هم نیست . برادران بی مادر در انتظار دریدن گلوی یکدیگرند پی نوشت ۴: دوست خوبم در هند خوش باش چراکه فقط آسمان ایران حقیقت را در یک راه خلاصه میکند . راهی که دیگر تکرارش آزار است و بودن بر آن تعصبی احمقانه
|
About
و زندگی من با مرگ دوست داشتن آغاز شد Archivesشهریور 1388مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 Links
سایه روشن |